خب ریک از شروع عشقمون براتون گفت منم از اولین بوسه براتون میگم :
حدودا 10 روز پیش، هوای گرم مشهد ، هوای بدجوری شرجی شده بود جای شکرش باقی بود ما تو باغ امیر اینا مهمونی داشتیم و اونجا بخاطر دار و درختی که بود خنک تر بود. حدود 50-60 نفر تو یه خونه چپیده بودن . شما هم بودین مثل من از گرما خفه میشدین یه ندا به امیر رسوندم بیاد بیرون یه قدمی بزنیم . کنار استخر دو یا سه تا صندلی بود . نشستیم گفتم امیر استخرتون وضعش چطوره ؟ گفت نمیدونم ولی میفهمم دوید رفت از مامان بزرگش پرسید و اومد(باغ مال اوناست ) گفت خوبه تازه تمیز شده . بی معطلی مانتو و شالمو در آوردم و پریدم تو آب .
امیر گفت : بعد میگن دخترا کس خلن میگین در حق ما اجهاف میشه ! گفتم : ملنگ بیا تو آب خیلی خوبه شونه هاش رو انداخت بالا و کتنش رو دراورد و پرید تو آب .
عسل اومد دنبال ما و گفت : کیوان بیا عاشق و معشوق اینجان
امیر گفت : هیس بابا ...
عسل گفت : بایا آلاله بابا ... کارت دارم
گفتم : الان نه عسل بعدا میام
کیوان داشت میومد مثل همیشه لبخند موذیانشو داشت. تا خواست حرفی بزنه عسل دستشو کشید و بردش تو ( خدا خیرش بده )
چسبیدم به لبه استخر اونم اومد درست روبروم ... یه مدت تو صورت هم زل زدیم و بعدشم عین دو تا دختر و پسر خوب ! همدیگرو بوسیدیم ... البته زیاد طول نکشید ... هر دومون سرخ شده بودیم و میخندیدیم ، برای بار دوم بوسیدیم ولی اینار طولانی تر و راحتتر بودیم ... راستشو بگم داشتم لذت میبردم ، از اینکه عشقم داره منو میبوسه ، از اینکه مال همیم از اینکه کسی نیست مارو از هم بگیره .
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر 1386 و
ساعت 09:07 ق.ظ توسط : Alaleh
ویرایش شده در ساعت - و -